لغت نامه دهخدا
نظرقربانی. [ ن َ ظَ ق ُ ] ( اِ مرکب ) مهره به شکل چشم گوسفند و به الوان آن که از گردن یا سر کودکان آویزند دفع عین الکمال و چشم زخم را. ( یادداشت مؤلف ).
نظرقربانی. [ ن َ ظَ ق ُ ] ( اِ مرکب ) مهره به شکل چشم گوسفند و به الوان آن که از گردن یا سر کودکان آویزند دفع عین الکمال و چشم زخم را. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. قُ ) (اِمر. ) مهره ای که آن را برای دفع چشم زخم به گردن بیآویزند.
( اسم ) مهره ایست که آنرا برای دفع چشم زخم بگردن آویزند ( مخصوصا کودکان ).
نَظَرقُربانی
نوعی طلسم برای دفع چشم زخم. و آن چشم خشک کردۀ گوسفندی است که در روز عید قربان ذبح کرده باشند. نظرقربانی را با تکه ای نمک و خرمهرۀ سبزرنگ به نخ می بستند و به کلاه یا سرشانه های لباس تن کودک می آویختند. در باورهای عامه گفته اند که تأثیر نظرقربانی دزدیده شده بسیار بیشتر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلاگردان وسیله یا دعایی که باعث دوری شر از کسی شود. مثلاً در ترکیه نظرقربانی بهطور وسیعی برای جلوگیری از چشم زخم استفاده میشود. در میان بسیاری اقوام از دیرباز باور به جن و موجودات افسانهای آسیبرسان رواج داشته و برای احساس امنیت در قبال آنها برخی افراد ورد و ذکرهایی را نوشته و با خود همراه میکنند که به این وردها و نوشتهها تعویذ گفته میشود. گاه نیز برای دفع شر، گوهر، تکه سنگ، نگاره، تندیس، سکه، آویزه، انگشتر، گیاه یا جانور هم به کار میرود. واژه عوذه یعنی چیز یا کسی که به آن پناه برده شود، و «تعویذ» یعنی در پناه درآوردن.[نیازمند منبع]