لغت نامه دهخدا
نرگس جادو. [ ن َ گ ِس ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم محبوب. چشم سحار.
نرگس جادو. [ ن َ گ ِس ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم محبوب. چشم سحار.
چشم محبوب چشم سحار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر آن دو نرگس جادو به جان خلاص دهندت زهی عنایت و دولت! برو! که نیک برستی
💡 ز جور سنبل کافر مزاج او افغان ز دست نرگس جادو فریب او فریاد
💡 مستی ای نرگس جادو و بکف سیخ مژه بر سر سیخ تو دلهای کبابست امشب
💡 سبوی غنچه را بر طاق نسیان می نهد بلبل اگر جام نگاه، آن نرگس جادو بگرداند
💡 ببرد هوش ز من آن دو نرگس جادو بریخت خون دل من به غمزه جمّاش
💡 می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا می کند آخر بیابان مرگ این آهو مرا