نرنگ

مترادف‌ها

فریب، حیله، مکر، نیرنگ

متضادها

صداقت، راستگویی، بی غرضی

لغت نامه دهخدا

نرنگ. [ ن َ رَ ] ( اِخ ) از ایلات کرمان و بلوچستان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 93 ).

فرهنگ فارسی

از ایلات کرمان و بلوچستان است.

جمله سازی با نرنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسکه نرنگ دو عالم به خرامت فرش است نقش پا هم به رهت جز پر طاووس نبود

💡 سیاستمدار زیرک با استفاده از وعده‌های توخالی و انواع نرنگ، توانست آرای بسیاری از مردم را برای رسیدن به قدرت و منافع شخصی خود جلب کند.

💡 داستان‌های اخلاقی معمولاً به ما می‌آموزند که نباید در برابر افرادی که با نرنگ و فریب با ما رفتار می‌کنند، بی گناه و ساده‌لوح باشیم.

💡 در دنیای تجارت، اعتماد بسیار مهم است و نباید اجازه داد که کسی با استفاده از روش‌های نرنگ، منافع و سرمایه شما را به خطر بیندازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران