نرم و گرم
لغت نامه دهخدا
نرم و گرم. [ ن َ م ُ گ َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب )راحت الحلقوم. غذای چرب و نرم. || جای آسوده. بستر راحت که در آن احساس آرامش و آسایش کنند.
فرهنگ فارسی
غذای چرم و نرم یا جای آسوده.
جمله سازی با نرم و گرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرازان به زیر من این نرم و گرم که در حمله تندست و در زخم رام
💡 در دنیای سیاست، سیاستمداران حرفهای همیشه میدانند که در چه زمانی باید با طرف مقابل نرم و گرم شوند تا بهترین نتیجه را از مذاکرات به دست آورند.
💡 مدیریت صحیح یک تیم نیازمند این است که مدیر بداند چه زمانی باید سختگیر باشد و چه زمانی با برخورد نرم و گرم، روحیه کارکنان را تقویت کند.
💡 او همیشه در روابط اجتماعی خود سعی میکرد با همه نرم و گرم شود تا بتواند بدون ایجاد تنش، روابط دوستانه و مفیدی با اطرافیان برقرار نماید.