لغت نامه دهخدا
گرم و تر. [ گ َ م ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) چیزی را که در وی مایه هوائی بیشتر باشد گویند گرم و تر است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
گرم و تر. [ گ َ م ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) چیزی را که در وی مایه هوائی بیشتر باشد گویند گرم و تر است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چهره ات عرق سرد و گرم و تر بدود غبار عارضه را بر رخت درنگ مباد!
💡 هر خلطی داروی منضج خودش را دارد. برای خلط دم که مزاج آن گرم و تر است، منضجی لازم نیست و فصد و حجامت در زمان لزوم و بدون نضج، قابل انجام است. معمولاً برای صفرا سه روز، برای بلغم نه روز و برای سودای خالص پانزده روز باید داروی منضج استفاده شود. البته این اعداد بسته به اقلیم، فصول سال و گرمی و سردی هوا، جزوی قابل تغییر است.
💡 گرم و خشک است ولی خشکی آن از خشکی آهن کمتر است زیرا طبع اصلی مس، همچون طلا، گرم و تر بودهاست اما درآمدن خشکی بر آن، آن را فاسد کردهاست؛ لذا با از میان بردن خشکی، مس به طبع اولیه خود برمیگردد.
💡 بسوی ملک فنایم روان ز کشور هستی بحد سردی و خشگی مزاج گرم و تر آمد
💡 هندوان را چه اگر گرم و تر آمد به مزاج عشقشان در دل از آن گرمتر آمد صدبار
💡 شرابی ز خون گرمتر همچو روح همان آتش گرم و تر همچو روح