کلمهی «ناکفته» در فارسی به معنای ناشکفته، نترکیده یا ناشکافته است و برای توصیف چیزی به کار میرود که هنوز باز نشده، رشد نکرده یا شکافته نشده باشد. این واژه معمولاً در زمینه طبیعی و گیاهی برای گلها، میوهها یا دانههایی که هنوز باز یا شکوفا نشدهاند استفاده میشود، اما میتواند بهصورت استعاری برای امور یا موضوعاتی که هنوز آشکار یا روشن نشدهاند نیز به کار رود. از نظر ریشهشناسی، «نا» به معنای نفی و «کفته» از ریشه «کفتن» به معنای شکافتن یا باز کردن است، بنابراین ناکفته چیزی است که شکافته یا باز نشده است. در ادبیات فارسی، شاعران گاه از ناکفته برای توصیف رازها، احساسات پنهان یا فرصتهای نیافته استفاده کردهاند. این واژه بار معنایی مثبت یا منفی مشخص ندارد و بیشتر حالت طبیعی یا وضعیت بازنشده را نشان میدهد. معنای استعاری آن میتواند اشاره به امور ناپیدا، پنهان یا در حال رشد داشته باشد.
ناکفته
لغت نامه دهخدا
ناکفته. [ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناشکفته. || نترکیده. ناشکافته.
جمله سازی با ناکفته
💡 نار ناکفته کفته بود هنوز در ناسفته سفته آمده نیز