نامصمم

لغت نامه دهخدا

نامصمم. [ م ُ ص َم ْ م َ ] ( ص مرکب ) بی تصمیم. غیرعازم. که مصمم در اجرای کاری نیست. بی اراده.

جمله سازی با نامصمم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «اندیشهٔ سرگردان در دل‌های راهنمایان مردد، همچون آنان‌اند که بهت‌زده، مانند مردم کور و کرند: جماعتی نامصمم که در نگاه ایشان یک چیز و غیر آن، هم هستند و هم نیستند، و همه چیز در جهت متضاد می‌جنبد.»

آمد داشتن یعنی چه؟
آمد داشتن یعنی چه؟
دست مردی یعنی چه؟
دست مردی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز