نامصمم
مترادفها
بیتصمیم، مردد، دودل
متضادها
مصمم، قاطع، استوار
لغت نامه دهخدا
نامصمم. [ م ُ ص َم ْ م َ ] ( ص مرکب ) بی تصمیم. غیرعازم. که مصمم در اجرای کاری نیست. بی اراده.
جمله سازی با نامصمم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «اندیشهٔ سرگردان در دلهای راهنمایان مردد، همچون آناناند که بهتزده، مانند مردم کور و کرند: جماعتی نامصمم که در نگاه ایشان یک چیز و غیر آن، هم هستند و هم نیستند، و همه چیز در جهت متضاد میجنبد.»