نافرستادن
متضادها
فرستادن
لغت نامه دهخدا
نافرستادن. [ ف ِ رِ دَ ] ( مص منفی ) نفرستادن. رجوع به فرستادن شود.
جمله سازی با نافرستادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون عذر من مشتاق این بود که نامه نافرستادن چنین بود
💡 دلیل اصلی تأخیر در انجام پروژه، نافرستادن گزارشهای هفتگی از سوی تیم فنی به بخش مدیریت پروژه در زمان مقرر بود.
💡 او به دلیل مشغلههای بسیار زیاد و مشکلات شخصی، موفق به نافرستادن دعوتنامههای رسمی برای مراسم افتتاحیه شرکت نشد.
💡 نافرستادن پیام تأیید از سوی بانک باعث شد که مشتری در مورد وضعیت پرداخت اقساط خود دچار تردید و نگرانی بسیار شد.