لغت نامه دهخدا
ناشنفته. [ ش ِ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناشنیده. مقابل شنفته. رجوع به شنفته شود.
ناشنفته. [ ش ِ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناشنیده. مقابل شنفته. رجوع به شنفته شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می باید داد، جان شیرین بی تو تلخی ز تو ناشنفته می باید رفت
💡 امور حشمت ازو خاتمه پذیرفته رموز حکمت ازو ناشنفته در اسرار