موقعیت یابی
مترادفها
مکانیابی، تعیین موقعیت
فرهنگستان زبان و ادب
{position finding} [علوم نظامی] تعیین موقعیت یک فرد یا شی ء به طور خودکار با تجهیزات مربوط به این اقدام
جمله سازی با موقعیت یابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در موقعیت یابی ستارگان کار وی از تیکوبراهه و کوپرنیک دقیق تر بوده است.
💡 ابزار شبیه سازی: جهت کمک به تجسم و تعیین اندازه تومور برای بهدست آوردن سنجش ضخامتها و موقعیت یابی و درمان تومور.
💡 استفاده از سیستمهای پیشرفته جیپیاس به کاربران کمک میکند تا در مسیرهای ناشناخته و دشوار با دقت بسیار بالایی عملیات موقعیت یابی را انجام دهند.
💡 در عملیاتهای نظامی بسیار پیچیده، دقت در موقعیت یابی نیروها میتواند سرنوشز تعیینکنندهای در پیروزی یا شکست در میدان نبردهای بزرگ داشته باشد.
💡 تکنولوژیهای جدید در گوشیهای هوشمند امروزی، فرآیند موقعیت یابی را بسیار سریعتر و دقیقتر از دستگاههای قدیمی و سیستمهای سنتی کردهاند.