مصلحت بین

لغت نامه دهخدا

مصلحت بین. [ م َ ل َ ح َ ] ( نف مرکب ) کسی که صلاح کار را می نگرد. ( ناظم الاطباء ). آنکه صلاح کار و مقتضای حال ببیند و دریابد. صواب بین. راه از چاه دان:
ننهد پای تا نبیند جای
هرکه را چشم مصلحت بین است.سعدی.- امثال:
مصلحت خوب است اما مصلحت بینش بد است.
|| عاقل و زیرک و هوشیار. ( ناظم الاطباء ):
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
که استظهار هر اهل دلی بود.حافظ.|| کارگزار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آن که خیر و صلاح را در نظر می گیرد.

فرهنگ فارسی

کسی که صلاح کار را می نگرد

جمله سازی با مصلحت بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست عقل مصلحت بین در سر بی مغز ما مرکز پرگار سوداییم ما همچون حباب

💡 جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟ زعقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد

💡 علاج نیست خلاص از کمند او ورنه ز پای تا به سرم چشم مصلحت بین است

💡 مصلحت این است کز رویش نپوشم چشم شوق کز جهان پوشید چشم مصلحت بین مرا

💡 در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را وازدم در این بازی، عقل مصلحت بین را

💡 خواند از کوی خراباتم به کنج صومعه از نصیحتهای شیخ مصلحت بین الغیاث

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز