لغت نامه دهخدا
مشک افشانی. [ م ُ / م ِ اَ ] ( حامص مرکب ) مشک بیزی. مشک پراکنی. عطرپاشی:
کار زلف توست مشک افشانی عالم ولی
مصلحت را تهمتی بر نافه چین بسته اند.حافظ.
مشک افشانی. [ م ُ / م ِ اَ ] ( حامص مرکب ) مشک بیزی. مشک پراکنی. عطرپاشی:
کار زلف توست مشک افشانی عالم ولی
مصلحت را تهمتی بر نافه چین بسته اند.حافظ.
۱. افشاندن مشک.
۲. [مجاز] خوش بو کردن محیط.
۱ - افشاندن مشک مشک پراکنی ۲ - معطر بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز مشک افشانی باد طربناک عبیرآمیز گشته نافهٔ خاک
💡 بر قمر قاعدهٔ زلف تو مشک افشانی ست در شکر شیوهٔ خطّ توعبیر آمیزی ست
💡 مسلسل زلف سنبل عنبرین بوی ز مشک افشانی باد وزان شد
💡 این خاک که همچو مشک خوشبوست از مشک افشانی دامن اوست