متلاقی
مترادفها
متقاطع، برخوردکننده
متضادها
موازی
لغت نامه دهخدا
متلاقی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) دیدارکننده و همدیگر را بیننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). یکدیگر را ملاقات کرده و روباروی شده. ( ناظم الاطباء ). به یکدیگر رسنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دو چیز که در نقطه ای به هم رسند. ( ناظم الاطباء ). || یکی از بحور شعر است و آن را «رکض الخیل » نیز نامند. ( از اقرب الموارد ). عبارت از رکض الخیل است. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به رکض در همین لغت نامه شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) با یکدیگر روبرو شونده، دو چیز که در یک نقطه به هم رسند.
فرهنگ عمید
۱. کسی که با دیگری روبه رو شود.
۲. دو چیز که در یک نقطه به هم برسد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - روبرو شونده. ۲ - دو چیز که در نقطه ای بهم رسند.
جمله سازی با متلاقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمولاً موقعیت را به کمک کمیتهای ریاضی که هر سه ویژگی را داشته باشند بیان میشود. رایجترینها، بردارها و اعداد مختلط است. معمولاً تنها از بردارها استفاده میشود. برای اندازهگیری فواصل و جهات، معمولاً از دستگاههای مختصات سهبعدی استفاده میشود و نقطهٔ مبدأ دستگاه را نقطهٔ مرجع در نظر میگیرند. یک دستگاه مختصات سهبعدی (با مبدأ متلاقی در نقطهٔ مرجع) که برای اندازهگیری زمان در آن تمهیداتی در نظر گرفته شده را چارچوب مرجع یا چارچوب گویند. از دیدگاه فیزیک، تمام مشاهدات بدون بیان چارچوب مرجع فاقد ارزشاند.