لغت نامه دهخدا
لیمو عمانی. [ ع ُم ْ ما ] ( اِ مرکب ) لیموئی ترش که از عمان آرند. لیموترش. تفاح ماهی. رجوع بلیمو و بلیموترش شود.
لیمو عمانی. [ ع ُم ْ ما ] ( اِ مرکب ) لیموئی ترش که از عمان آرند. لیموترش. تفاح ماهی. رجوع بلیمو و بلیموترش شود.
( اسم ) گونه های لیموترش که آنرا از عمان می آورند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کتاب هنر آشپزی، تألیف رزا منتظمی این خورش با لپه و لیمو عمانی نیز درست میشود. پس از اینکه گوشت و پیاز را تفت میدهند به آن لپه اضافه میکنند و کمی رب گوجهفرنگی به آن میزنند. و برای ترشی لیموعمانی اضافه میکنند.
💡 خورش کدوبادمجان یکی از خورشهای اصیل ایرانی است. در پخت این خورش از رب گوجه فرنگی، لپه، کدو سبز، بادمجان، لیمو عمانی و گوشت قرمز استفاده میشود.
💡 خورش خلال بادام یک غذای ایرانی است که در کرمانشاه پخته میشود این خورش از بادامهای خلال شده به همراه گوشت، زرشک سیاه، زعفران، گلاب، دارچین و لیمو عمانی و همچنین مقدار کمی آرد گندم برای لعاب دادن به خورش تهیه میشود و کرمانشاهیها در تهیه آن از روغن کرمانشاهی استفاده میکنند.