لغت نامه دهخدا
قصر زرد. [ ق َرِ زَ ] ( اِخ ) کوشک زرد. نام قریه ای از بلوک سرحد چهاردانگه از بلوکات سردسیر فارس. ( یادداشت مؤلف ).
قصر زرد. [ ق َرِ زَ ] ( اِخ ) کوشک زرد. نام قریه ای از بلوک سرحد چهاردانگه از بلوکات سردسیر فارس. ( یادداشت مؤلف ).
کوشک زرد قریه ایست از بلوک [ سر حد چهار دانگه ] از بلوکات سردسیر فارس در شمال شیراز شامل ۳۱ پارچه ده و قصبه آن موسوم است به [ آسپاس ]: [ تا قصر زرد تاختی و لرزه اوفتاد در قصرهای قیصر و در خانه های خان.] ( حافظ. ص. قیط )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا قصر زرد تاختی و لرزه اوفتاد در قصرهای قیصر و در خانهای خان