قبضیت

مترادف‌ها

سخت‌گیری، جدیت

متضادها

تساهل، رهایی

لغت نامه دهخدا

قبضیت. [ ق َ ضی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) گرفتگی. || انقباض. || ترنجیدگی و زمختی. || خشکی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با قبضیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر قبضیت باشد ناگهانی به گورستان شو و بگری زمانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران