لغت نامه دهخدا
قاپان. ( ترکی اِ ) قپان. کپان:
یکی دیبا فروریزد ز رزمه
یکی دینار برسنجد بقاپان.عنصری.رجوع به قپان شود.
قاپان. ( ترکی اِ ) قپان. کپان:
یکی دیبا فروریزد ز رزمه
یکی دینار برسنجد بقاپان.عنصری.رجوع به قپان شود.
( اسم ) ترازویی که یک پله دارد و بجای پله دیگر سنگ را از شاهین آن آویزند قسطاس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قره داش(سیاه سنگ )،قیز قاپان (منطقه جن دختر)
💡 تپه قپان یا تپه قاپان تپهای باستانی واقع در شهر شاهیندژ است.