فلک وار

لغت نامه دهخدا

فلک وار. [ ف َ ل َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند فلک. به روش فلک. به شیوه فلک:
فلک وار می شد سری پرشکوه
گهی سوی صحرا گهی سوی کوه.نظامی.در قامت خویش بین فلک وار
پس قیمت خویشتن نگه دار.نظامی.فلک وار با هرکه بندد کمر
بر آب افکند چون زمینش سپر.نظامی.

فرهنگ فارسی

مانند فلک بروش فلک

جمله سازی با فلک وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهرای دوم رابعه ی ثانیه کز قدر پیدای نهان است فلک وار و ملک سان

💡 سالها چون فلک بسر گشتم تا فلک وار به دیده‌ور گشتم

💡 با مشت خاک من چه کند آتشین میی کآورد در سماع فلک وار شیشه را

💡 سالها چون فلک به سرگشتم تا فلک وار دیده ور گشتم

💡 چو در خون، زار میگردم فلک وار چرا آخر نمیسوزم بیکبار

💡 چو دوری چند گردان شد فلک وار برآمد ناله از مستان بیکبار

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز