لغت نامه دهخدا
فلاوی. [ ف َ وا ] ( ع اِ ) ج ِ فُلُوّ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فلاوی. [ ف َ وا ] ( ع اِ ) ج ِ فُلُوّ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیسی (یشوع) نام رایجی در میان یهودیان معاصر تولد عیسی بودهاست. یوسف فلاوی مورخ یهودی قرن اول میلادی در نوشتههای خود حداقل به ۲۰ فرد مختلف که عیسی نام داشتهاند اشاره کردهاست.
💡 تب دنگی توسط ویروس دنگی ایجاد میشود. در سیستم علمی که ویروسها را دستهبندی و نامگذاری میکند، ویروس دنگی را در خانواده «فلاوی ویرید» قرار داده و از جنس «فلاوی ویروس» میدانند. دیگر ویروسها نیز از همین خانوادهاند و باعث بیماری انسانها میشوند. برای مثال «ویروس تب زرد»، «ویروس نیل غربی»، «ویروس التهاب مغز یا آنسفالیت سنتلوئیس»، «ویروس آنسفالیت ژاپنی»، «ویروس آنسفالیت منتقل شده از ساس»، «بیماری جنگل کیاسانور» و «ویروس تب هموراژیک اُمسک» همه از خانواده فلاوی ویریدند. بیشتر این ویروسها از طریق پشه و ساس پخش میشوند.