فقعی

لغت نامه دهخدا

فقعی. [ف ُ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فقع که مخفف فقاع است.
- فقعی کار؛ چیزی شبیه فقاع. نوعی مشروب:
فقعی کاری از دکان غمش
همچو تریاک از خزانه خورم.خاقانی.

جمله سازی با فقعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که از او محتسب و مهتر بازار بدرد در فغانند از او از فقعی تا عطار