فضاحی
لغت نامه دهخدا
فضاحی. [ ف َض ْ ضا ] ( حامص ) در تداول فارسی زبانان، رسوایی. رسوا کردن دیگران. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با فضاحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دالان پای رسوائی نهادند به یاران باب فضاحی گشادند
💡 انتشار آن اسناد محرمانه توسط رسانههای غیررسمی باعث فضاحی بزرگی در بدنه دولت شد و اعتماد عمومی به نهادهای نظارتی را به شدت کاهش داد.
💡 او سعی داشت با انتشار اخبار دروغین و فضاحیهای بیپایه و اساس، وجههی اجتماعی رقیب سیاسی خود را در جامعه تخریب کرده و محبوبیت او را کم کند.
💡 در دنیای امروز که شبکههای اجتماعی بسیار قدرتمند هستند، هر اشتباه کوچکی میتواند به یک فضاحی بزرگ تبدیل شود و زندگی خصوصی افراد را مختل کند.