فسرده رحم

لغت نامه دهخدا

فسرده رحم. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ رَ ح ِ ] ( ص مرکب ) نازا. عقیم، نظیر: فسرده پستان:
مادر بخت فسرده رحم است
خشک دارد سر پستان چه کنم ؟خاقانی.

فرهنگ فارسی

نازا. عقیم

جمله سازی با فسرده رحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مادر بخت فسرده رحم است خشک دارد سر پستان چکنم؟

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز