فریشم

لغت نامه دهخدا

فریشم. [ ف َ ش ُ / ش َ ] ( اِ ) ابریشم. ( یادداشت مؤلف ):
تا پیل چو یک فریشم پیله
اندرنشود به چشمه سوزن.عسجدی.

جمله سازی با فریشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شده از غیرتش فریشم تن زَهرهٔ زِهرهٔ بریشم‌زن

اون یعنی چه؟
اون یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز