فروجه

لغت نامه دهخدا

( فروجة ) فروجة. [ ف َرْ رو ج َ ] ( ع اِ ) جوزه مرغ، یعنی بچه ماکیان. ( غیاث ). واحد فروج و فراریج. ( اقرب الموارد ). رجوع به فروج و فراریج شود.

فرهنگ فارسی

جوزه مرغ یعنی بچه ماکیان

جمله سازی با فروجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو خواه برجه و خواهی فروجه این نبود کی زهره دارد با آفتاب سیاری

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز