فرو بست به معنای تجزیه و تحلیل عمیق شرایطی است که در آن یک شخص یا گروه به دلیل مشکلات و چالشهای متعدد، قادر به ادامه فعالیتهای خود نیستند. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلفی از جمله روانشناسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. در این حالت، فرد یا گروه احساس ناتوانی و شکست میکند و به نوعی در برابر فشارها و مشکلات موجود تسلیم میشود. این فرو بست میتواند ناشی از عوامل متعددی مانند استرسهای روانی، فشارهای اجتماعی یا شرایط اقتصادی نامناسب باشد. در نتیجه، این وضعیت نه تنها بر روحیه فرد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به سایر جنبههای زندگی او نیز آسیب برساند. از این رو، شناسایی و درمان این مسائل از اهمیت بالایی برخوردار است تا افراد بتوانند دوباره به حالت عادی خود بازگردند و از توانمندیهای خود بهرهبرداری کنند. در این راستا، حمایت اجتماعی و مشاورههای تخصصی میتواند نقش مؤثری در بهبود وضعیت افراد داشته باشد.
فرو بست
لغت نامه دهخدا
سوی خانه خود به یک ترکتاز
به چشم فروبستش آورد باز.نظامی.رجوع به فروبسته شود.
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه فرو بست
دهانش فرو بست با دستمال نماندی بر آن ماه رخ هیچ حال
سوی رزم او رفت با صد هزار فرو بست بر وی ره کارزار
دم فرو بست و درین محکم ستاد مهر اسرار خدا بر لب نهاد