فرو بست
فرو بست به معنای تجزیه و تحلیل عمیق شرایطی است که در آن یک شخص یا گروه به دلیل مشکلات و چالشهای متعدد، قادر به ادامه فعالیتهای خود نیستند. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلفی از جمله روانشناسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. در این حالت، فرد یا گروه احساس ناتوانی و شکست میکند و به نوعی در برابر فشارها و مشکلات موجود تسلیم میشود. این فرو بست میتواند ناشی از عوامل متعددی مانند استرسهای روانی، فشارهای اجتماعی یا شرایط اقتصادی نامناسب باشد. در نتیجه، این وضعیت نه تنها بر روحیه فرد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به سایر جنبههای زندگی او نیز آسیب برساند. از این رو، شناسایی و درمان این مسائل از اهمیت بالایی برخوردار است تا افراد بتوانند دوباره به حالت عادی خود بازگردند و از توانمندیهای خود بهرهبرداری کنند. در این راستا، حمایت اجتماعی و مشاورههای تخصصی میتواند نقش مؤثری در بهبود وضعیت افراد داشته باشد.
مترادفها
بست، پوشاند
متضادها
باز کرد، گشود
لغت نامه دهخدا
فروبست. [ ف ُ ب َ ] ( ن مف مرکب ) مخفف فروبسته:
سوی خانه خود به یک ترکتاز
به چشم فروبستش آورد باز.نظامی.رجوع به فروبسته شود.
فرهنگ فارسی
مخفف فرو بسته
جمله سازی با فرو بست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دهانش فرو بست با دستمال نماندی بر آن ماه رخ هیچ حال
💡 سوی رزم او رفت با صد هزار فرو بست بر وی ره کارزار
💡 دم فرو بست و درین محکم ستاد مهر اسرار خدا بر لب نهاد
💡 پس از اتمام مراسم طولانی و خستهکننده، او با سرعت کتاب خود را فرو بست و تصمیم گرفت که برای مدتی کوتاه به استراحت در پارک برود.
💡 وقتی خورشید در افق غرق شد، درها را فرو بست و شهر آرام در تاریکی شب فرو رفت تا همه ساکنان در آرامش به خواب بروند.
💡 او با خشم زیاد، دفترچه یادداشت قدیمی را فرو بست و از اتاق خارج شد تا با کسی که او را ناراحت کرده بود صحبت نکند.