لغت نامه دهخدا
فرق گذاشتن. [ ف َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فرق کردن. تفاوت قائل شدن. به اختلاف و تفاوت دو چیز توجه یافتن. رجوع به فرق و فرق کردن شود.
فرق گذاشتن. [ ف َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فرق کردن. تفاوت قائل شدن. به اختلاف و تفاوت دو چیز توجه یافتن. رجوع به فرق و فرق کردن شود.
فرق کردن. تفاوت قائل شدن
discriminare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او دختر جوانتر سرویوس تولیوس، ششمین شاه روم، بود. موافق آداب و رسوم رومی، هر دو دخترِ سرویوس تولیوس «تولیا» نامیده شدند که شکل مؤنث «تولیوس»، نام خانوادگی پدرشان، است.[یادداشت ۱]برای فرق گذاشتن بین آن دو، بزرگتری را تولیای بزرگتر[یادداشت ۲] و کوچکتری را تولیای جوانتر[یادداشت ۳] نامیدند.