لغت نامه دهخدا
گرم و سرد چرخ. [ گ َ م ُ س َ دِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب. || کنایه از ماه. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || کنایه از حوادث فلکی. ( برهان ). کنایه از نیک و بد است که از افلاک رسد. ( انجمن آرا ). رجوع به گرم و سرد شود.
گرم و سرد چرخ. [ گ َ م ُ س َ دِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب. || کنایه از ماه. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || کنایه از حوادث فلکی. ( برهان ). کنایه از نیک و بد است که از افلاک رسد. ( انجمن آرا ). رجوع به گرم و سرد شود.
💡 گردی از گرم و سرد چرخ ایمن که بدو خشک و تر فرستادی
💡 آن را که زیر دامن توفیق پرورند از گرم و سرد چرخ بدوکی رسد الم؟
💡 جهان دیده، هنرور، آگه از کار بدیده گرم و سرد چرخ دوار
💡 چون قوتم آرزو کند از گرم و سرد چرخ بر خوان جان دو نان ملون درآورم