لغت نامه دهخدا
پوستین دوزی. ( حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری:
از بدان نیکوئی نیاموزی
نکند گرگ پوستین دوزی.سعدی.- امثال:
از گرگ پوستین دوزی نیاید.
ناید از گرگ پوستین دوزی.
|| ( اِ مرکب ) محل دوختن پوستین.
پوستین دوزی. ( حامص مرکب ) شغل پوستین دوز. واتگری:
از بدان نیکوئی نیاموزی
نکند گرگ پوستین دوزی.سعدی.- امثال:
از گرگ پوستین دوزی نیاید.
ناید از گرگ پوستین دوزی.
|| ( اِ مرکب ) محل دوختن پوستین.
شغل و عمل پوستین دوز.
۱- عمل و شغل پوستین دوز واتگری. ۲-( اسم )محل دوختن پوستیندکان پوستین دوز.
از رشته های دوزندگی سنتی ایران. دوخت آن بیشتر در شمال خراسان و مشهد معمول است. پوستین را به صورت نیم تنه و جلیقه یا بلند به شکل قبا در زمستان می پوشند. مادۀ اولیۀ این پوشاک، پوست گوسفند است که مراحل عمل آوری آن عبارت اند از جداکردن پوست از گوسفند و نمک زدن، شستن، آش دادن (فروکردن در محلول نمک و جو)، مالش دادن، خشک کردن، آفتاب دادن، نم زدن، تراش دادن، پاک کردن، روغن زدن، نرم کردن و شانه کردن، و سرانجام دوختن آن در اندازه های مختلف. امروزه، استفاده از پوستین بسیار محدود شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازین...مردم جز سگی ناید اگر آید زگرگان پوستین دوزی و از بوزینه نجاری