لغت نامه دهخدا
گچ کان. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز، 48هزارگزی شمال خاوری ایذه. کوهستانی، معتدل و سکنه آن 395 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
گچ کان. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز، 48هزارگزی شمال خاوری ایذه. کوهستانی، معتدل و سکنه آن 395 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما گچ کان دریاچهای در «باغهای پایین» میباشد که برای رسیدن به آن از جاده ای خاکی به نام جاده لوله کشی که همان خط انتقال آب از سد اکباتان به داخل شهر همدان باید استفاده نمود. این دریاچه در واقع معدن گچ متروکهای بوده که اکنون به صورت دریاچهای مورد بهره برداری قرار میگیرد. لازم است ذکر شود که این دریاچه در بین باغهای شخصی قرار گرفته.
💡 از بزرگترین دریاچهها و آبگیرها میتوان به» ایسیل «و» گچ کان «اشاره نمود.