کلمه گوش خراش به عبارتی اطلاق میشود که به دلیل نحوه تلفظ یا معنیاش، احساس ناخوشایندی در شنونده ایجاد میکند. این کلمات ممکن است به دلیل ساختار آوایی، تکرار حروف یا ترکیب نامناسب صداها گوشنواز نباشند. ویژگیهای این کلمات معمولاً شامل سختی در تلفظ، عدم هماهنگی با زبان گفتاری یا بار معنایی منفی است که میتواند تاثیر منفی بر روی ارتباطات اجتماعی و فرهنگی بگذارد. عوامل زیادی میتوانند باعث شوند که یک کلمه گوش خراش به نظر برسد. نخست، نحوه تلفظ و آوای کلمه میتواند بر روی احساس شنونده تاثیر بگذارد. همچنین، بار معنایی منفی یا تاریخی یک کلمه میتواند احساس ناخوشایندی ایجاد کند. در برخی موارد، ترکیب حروف و صداها به گونهای است که هماهنگی لازم را ندارد و در نهایت، استفاده نادرست یا غیرمعمول از کلمات نیز میتواند به گوش خراش بودن آنها منجر شود.
گوش خراش
لغت نامه دهخدا
گوش خراش. [ خ َ ] ( نف مرکب ) رجوع به همین ترکیب در ذیل گوش شود.
فرهنگ معین
(خَ ) (ص. ) صدای آزاردهنده.
فرهنگ عمید
آواز ناهنجار که به گوش آزار برساند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آوازی که گوش را آزار رساند صدایی سخت ناهنجار: صفیر گوش خراش گلول. توپ پیاپی بگوش میرسید.
ویکی واژه
صدای آزاردهنده.
جمله سازی با گوش خراش
💡 در جمیع این احوال که هر آن صدای طبلها فزونی میگرفت، دستهای بیشتری کوفته میشد و حنجرههای تازهای در آواز شرکت میکردند. هر دو بیمار با وجود آنکه صدای گوش خراش چندشآوری برخاسته بود همچنان ساکت و بی حرکت بر جای خود نشسته بودند. ناگهان با حال تعجبی که به من دست داده بود دیدم هر دو بیمار از جای خود برخاسته و در حلقه نوازندگان به رقص پرداختند.»