لغت نامه دهخدا
گرم دره. [ گ َ دَ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تنگ گزی بخش ارول شهرستان شهرکرد، واقع در 15 هزارگزی شمال باختر ارول و 50 هزارگزی تا راه عمومی کوهستانی. هوای آن معتدل، دارای 160 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات پشم و روغن و کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
گرم دره. [ گ َ دَ رِ ] ( اِخ )دهی است از دهستان لار بخش حومه شهرستان شهرکرد، واقع در 36 هزارگزی شمال شهرکرد و 6 هزارگزی راه موسی آباد به نجف آباد. هوای آن معتدل و دارای 290 تن سکنه است. آب آنجا از زاینده رود تأمین میشود. محصول آن برنج و غلات و بادام و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
گرم دره. [ گ َ دَ رِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران، واقع در8 هزارگزی جنوب خاور کرج. هوای آن معتدل. دارای 290تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه کرج تأمین میشود. محصول آن غلات و بنشن و صیفی و چغندرقند میوه و قلمستان است. شغل اهالی زراعت است و کاروانسرا و چند قهوه خانه سر راه دارد. در کنار راه ماشین رو تهران به کرج واقع شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
گرم دره. [ گ َ دَ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی، واقع در چهل هزاروپانصدگزی شمال باختری خوی و سه هزاروپانصدگزی جنوب باختری شوسه خوی به سیه چشمه. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر سالم و دارای 2490 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوبات شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است و از راه ارابه رو میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).