گرسنه دل

لغت نامه دهخدا

گرسنه دل. [ گ ُ رِ / رُ ن َ / ن ِ / گ ُ س َ / س ِ ن َ / ن ِ دِ ]( ص مرکب ) حسود و رشکین. ( ناظم الاطباء ):
طعمه گرسنه دلان سخن
استخوان ریزه های خوان من است.حسین ثنایی ( از آنندراج ).|| منتظر و مشتاق بودن. ( مجموعه مترادفات ص 343 ).

فرهنگ فارسی

۱ - مشتاق آرزومند. ۲ - حسود حاسد رشکین. ۳ - زله خوار ریزه خوار: طعم. گرسنه دلان سخن استخوان ریزه های خوان من است. ( حسین ثنائی )

جمله سازی با گرسنه دل

💡 دیو از طعمه شود تخمه و جم گرسنه دل گرگ برفآب خورد تشنه بمیرد ضرغام

💡 مسکین دلم‌که در طلب سیم تو مدام همچون گدای گرسنه دل دربه‌در بود

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز