گرسنه دل
مترادفها
مشتاق، تشنه، طالب
متضادها
سیر دل
لغت نامه دهخدا
گرسنه دل. [ گ ُ رِ / رُ ن َ / ن ِ / گ ُ س َ / س ِ ن َ / ن ِ دِ ]( ص مرکب ) حسود و رشکین. ( ناظم الاطباء ):
طعمه گرسنه دلان سخن
استخوان ریزه های خوان من است.حسین ثنایی ( از آنندراج ).|| منتظر و مشتاق بودن. ( مجموعه مترادفات ص 343 ).
فرهنگ فارسی
۱ - مشتاق آرزومند. ۲ - حسود حاسد رشکین. ۳ - زله خوار ریزه خوار: طعم. گرسنه دلان سخن استخوان ریزه های خوان من است. ( حسین ثنائی )
جمله سازی با گرسنه دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیو از طعمه شود تخمه و جم گرسنه دل گرگ برفآب خورد تشنه بمیرد ضرغام
💡 مسکین دلمکه در طلب سیم تو مدام همچون گدای گرسنه دل دربهدر بود
💡 شاعر بزرگ در اشعار خود همواره از سیمای یک گرسنه دل سخن گفته است که در جستجوی معنای عمیقتر زندگی و عشق در میان تلاطمهای دنیای مادی است.
💡 آن مرد پیر با نگاهی که گویی از شدت اشتیاق و گرسنه دل بودن به حقیقت، لرزان بود، داستان زندگی پر فراز و نشیب خود را روایت کرد.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، مفهوم گرسنه دل معمولاً برای توصیف کسانی به کار میرود که تشنه دریافت محبت و دریافت پاسخهای معنوی از سوی معشوق هستند.