لغت نامه دهخدا
کبکاب. [ ک َ ] ( ع اِ ) خرمایی است درشت و فربه. ( منتهی الارب ). خرمای درشت و فربه. ( ناظم الاطباء ). خرمای درشت بزرگی است که بر خرماهای دیگر برتری دارد. ( اقرب الموارد ).
کبکاب. [ ک َ ] ( ع اِ ) خرمایی است درشت و فربه. ( منتهی الارب ). خرمای درشت و فربه. ( ناظم الاطباء ). خرمای درشت بزرگی است که بر خرماهای دیگر برتری دارد. ( اقرب الموارد ).
(کَ ) (اِ. ) نوعی خرمای درشت و سیاه و پرشهد.
( اسم ) نوعی خرمای درشت و سیاه و پر شهد ( تنگسیر )
نوعی خرمای درشت و سیاه و پرشهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدول ترکی (کازرون)، روستایی از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.خرمای کبکاب این روستا از بهترین خرماهای ایران میباشد.