کامروا کردن
مترادفها
موفق کردن، پیروز کردن
متضادها
ناکام کردن، شکست دادن
لغت نامه دهخدا
کامروا کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بهره مند و برخوردار کردن. پیروز و چیره ساختن. رجوع به کامروا و کامروا شدن و کامروا گشتن شود.
فرهنگ فارسی
بهره مند و برخوردار کردن
جمله سازی با کامروا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوسه پس از می بده، کام دلم هی بده زان که شعار لبت کامروا کردن است