لغت نامه دهخدا
چرخ کحلی پوش. [ چ َ خ ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان و فلک اول. چرخ سیاه پوش. کحلی چرخ. چرخ کحلی. کنایه از آسمان که به هنگام شب، تیره و سیاه نماید:
حلقه داران چرخ کحلی پوش
در ره بندگیش حلقه بگوش.نظامی.
چرخ کحلی پوش. [ چ َ خ ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان و فلک اول. چرخ سیاه پوش. کحلی چرخ. چرخ کحلی. کنایه از آسمان که به هنگام شب، تیره و سیاه نماید:
حلقه داران چرخ کحلی پوش
در ره بندگیش حلقه بگوش.نظامی.
کنایه از آسمان فلک اول کنایه از آسمان که به هنگام شب تیره و سیاه نماید ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلقهداران چرخ کحلی پوش در ره بندگیش حلقه به گوش