لغت نامه دهخدا
چرخ نهم. [ چ َ خ ِ ن ُ هَُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرش مجید. ( شرفنامه منیری ). فلک الافلاک که عرش مجید است. عرش اعلی. رجوع به چرخ شود.
چرخ نهم. [ چ َ خ ِ ن ُ هَُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرش مجید. ( شرفنامه منیری ). فلک الافلاک که عرش مجید است. عرش اعلی. رجوع به چرخ شود.
عرش مجید. عرش اعلی
💡 گفتم که ز پایه پای بر چرخ نهم پایم بشد از جا و بماندم بر جای
💡 اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم در تک شکند تارک خورشید به سم
💡 ور آفتاب به چرخ نهم شدی بودی شبیه تو چو شوی بر سمند قدر سوار
💡 بودی ز شرف رسیده بر چرخ نهم بر تو نرسید دست بر پای تو زد
💡 معراج فطرت تو بر اوج سمای قدس بر پیش طاق چرخ نهم برتری کند
💡 جهان پناها آنی که گرد موکب تو برای چرخ نهم تاج افتخار آرد