چاپوق

لغت نامه دهخدا

چاپوق. ( اِ ) تیریز. تیریز جامه. تیریج. دخریص. تخریص. || گودی زیر بغل. ( ناظم الاطباء ).
چاپوق. ( اِخ ) دهی جزء دهستان ایجرود بخش حومه شهرستان زنجان واقع در 8 هزارگزی جنوب باختری زنجان و 11 هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی - سردسیر با 262 تن سکنه. آب آن از رودخانه شاه بداغ، محصول آنجا. غلات، انگور، سیب زمینی، شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی، راه آن مالرو است و از طریق آقاکندی اتومبیل میتوان برد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

جمله سازی با چاپوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حیدرسلطان چاپوق ترکمان از امرای قزلباش طایفه ترکمان در دوره شاه تهماسب یکم و شاه اسماعیل دوم بود. وی در مقطعی حاکمرانی قم و ریاست ایل ترکمان را بر عهده داشت. وی در درگیری‌های جانشینی شاه طهماسب یکم که مابین حیدر میرزا و اسماعیل میرزا (شاه اسماعیل دوم) در سال ۱۵۷۶ روی داد، از هواداران سرسخت اسماعیل‌میرزا بود.