چاقوساز
مترادفها
خنجرساز
لغت نامه دهخدا
چاقوساز. ( نف مرکب ) کسی که چاقوسازی داند و چاقوسازی کند. سازنده چاقو.
فرهنگ فارسی
کسیکه چاقو سازی داند و چاقو سازی کند. یا صد تا چاقو میسازد که یکیش هم دسته ندارد مثل است در مقام بیان دروغگویی کس.
جمله سازی با چاقوساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بچاقچی، یکی از بزرگترین ایلات استان کرمان است. ایشان شیعهمذهب هستند و در گذشته به گویشی از ترکی صحبت میکردند ولی امروزه بیشتر شهرنشین شده و به فارسی صحبت میکنند. واژه بچاقچی در ترکی به معنای چاقوساز است و گویا از نام یکی از رؤسای گذشته ایل گرفته شدهاست.
💡 در قرون وسطی، چاقوساز حرفهای یکی از مهمترین مشاغل در شهر بود زیرا هر خانه و هر سرباز به ابزارهای تیز و باکیفیت نیاز داشت.
💡 آن چاقوساز قدیمی با استفاده از روشهای سنتی و فولاد باکیفیت، ابزارهایی میساخت که نسلها میتوانستند از آنها در کارهای روزمره و سنگین استفاده کنند.
💡 برای تهیه یک ابزار آشپزی بسیار تیز و بادوام، باید به یک چاقوساز ماهر که با متریالهای مختلف آشنایی کامل دارد، مراجعه کرد.