لغت نامه دهخدا
پیش خانه. [ پیش ْ / ش ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ( باضافت و بی اضافت ) مقابل پس خانه. رحبه. وصید. روق. ( منتهی الارب ). مقدم البیت.( اقرب الموارد ). رواق [ رُ / رَ ]. ( منتهی الارب ). صدر بیت. رواق که پیشگاه خانه باشد. ( برهان ). || ایوانی که در مرتبه دوم باشد. ( برهان ). || مقابل پس خانه، بار و چادر و اسباب سفر سلاطین که از پیش برند. ( انجمن آرا ). آنچه پیش از کاروان برند چون چادر و دیگخانه و جز آن که چون بمنزل رسند جای و طعام آماده باشد. آنچه از بنه شاهی یا بزرگی که قبل از ورود او بمنزلی بدان منزل فرستند. آنچه حکام و سلاطین از پیش فرستند در منازل از اسباب و ادوات. اسباب و آلات سفر شاه یا امیری که از پیش فرستند.