پرپر کردن

مترادف‌ها

پاشیدن، پخش کردن

لغت نامه دهخدا

پرپر کردن. [ پ َ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن گلبرگها. پرپر کردن گل؛ همه برگهای گلی رااز هم بریده فروریختن. کندن و پراکندن برگهای گل.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بر آمدن آواز پرش مرغان.

جمله سازی با پرپر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این ساکنان حجره‌های تحجر و تنعم به‌گزاف بر مسند فرهنگ تکیه زده‌اند و تجاوزها، شکنجه‌ها، سوزاندن‌ها، در سردخانه خواباندن‌ها، پرپر کردن دانشجویان، برهم زدن انجمن‌ها و مجلس‌ها، بستن و شکستن رسانه‌ها و اعتراف گرفتن‌ها را اصلاً به روی مبارکشان نمی‌آورند و هیچ‌یک طاقتشان را طاق نمی‌کند و غیرت‌شان را نمی‌جنباند (واخیر ترینش فاجعه قتل مظلومانه ستار بهشتی). در این میان فقط روشنفکری دینی است که‌امّ‌المصائب است و باید فروکوفته شود! و آنگاه می‌خواهند کسی در نیت «خیرشان» شک نکند، و یقین کند که نَفَس جز به یاد حق نمی‌کشند و قلم جز به پاس حقیقت نمی‌زنند.

💡 پرنده زیبا با پرپر کردن مداوم بال‌های رنگارنگ خود، سعی داشت از دست شکارچی که در نزدیکی او بود، به سرعت فرار کند.

💡 در هنگام غروب خورشید، دیدن پرندگانی که با پرپر کردن بال‌هایشان از روی درختان به سمت آسمان پرواز می‌کنند، بسیار لذت‌بخش است.

💡 صدای پرپر کردن بال‌های پرنده در سکوت شب، باعث شد که تمام موجودات ساکت در جنگل، با دقت به آن سمت نگاه کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران