پخشان
مترادفها
پراکنده، افشان، پخششده
لغت نامه دهخدا
پخشان. [ پ َ ] ( ص ) فراهم آمده باشد از غم یا از درد. ( صحاح الفرس ). المناک و دردناک. ( شعوری ). و ظاهراً این صورت مصحف پخسان است.
فرهنگ فارسی
فراهم آمده باشد از غم یا از درد
جمله سازی با پخشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با گذر از غرب به شرق در امتداد رشته کوه قفقاز بزرگ، امکان مشاهدهٔ افزایش تدریجی آب پخشان اصلی بین رودخانههای دامنههای شمالی و جنوبی و همچنین کوههای نوک نیزی که به طرف سواحل دریای سیاه و اراضی پست کولخیس، کشیده شدهاند، وجود دارند. همهٔ نواحی کوهستانی که بین دره «پسو» و مرزهای شرقی جمهوری خودمختار آبخازیا کشیده شدهاند،