ناایمنی

مترادف‌ها

ناامنی، خطر

متضادها

امنیت، ایمنی

لغت نامه دهخدا

ناایمنی. [ م ِ ] ( حامص مرکب ) ایمن نبودن.

جمله سازی با ناایمنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیر گفتش حس منی اندر منی است راه او بر وادی ناایمنی است

💡 شد آن زمان‌که ز ناایمنی شقایق سرخ چو چشم شیر مهیب آمدی به چشم غزال

💡 آن یمانی تیغ بین اندر یمین او که هست کفر در ناایمنی اندر امان ایمان از او

💡 یک طرف ناایمنی از چشم ما بربوده خواب یک طرف بر روی ما سد گشته راه نان و آب

💡 روز و شب بی راه می‌جوییم راه زانکه از ناایمنی ما ایمنیم

💡 عدم رعایت استانداردهای ایمنی در پروژه‌های ساختمانی بزرگ می‌تواند منجر به بروز ناایمنی‌های جبران‌ناپذیری شود که جان بسیاری از کارگران متخصص و ساده را به خطر می‌اندازد.

💡 بسیاری از شهروندان در مناطق حاشیه‌نشین به دلیل نبود روشنایی کافی و امکانات امنیتی، همواره با احساس ناایمنی و ترس از وقوع حوادث ناگوار روبرو هستند.

💡 ناایمنی در سیستم‌های بانکی دیجیتال باعث شده است که کاربران با نگرانی زیادی اقدام به انجام تراکنش‌های مالی بزرگ در فضای مجازی و اپلیکیشن‌ها کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران