کاراگاهی
مترادفها
پلیسی، تفتیشی
لغت نامه دهخدا
( کارآگاهی ) کارآگاهی. ( حامص مرکب ) اطلاع و معرفت به اجسام. ( ناظم الاطباء ).
- اداره کارآگاهی؛ اداره ای در شهربانی که وظیفه آن کسب اطلاعات مخفی و کشف جرایم است.
فرهنگ عمید
( کارآگاهی ) ۱. کارآگاه بودن.
۲. باخبر بودن از حقیقت کارها: چه نیکو مطاعی ست کارآگهی / کز این نقد عالم مبادا تهی (نظامی۵: ۸۱۷ ).
فرهنگ فارسی
( کار آگاهی ) شغل و عمل کار آگاه
جمله سازی با کاراگاهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این گروه از سال ۱۹۹۰ به بعد فعالیت و گردهمایی نداشتهاست ولی در ۱۹۹۵ کاراگاهی دریافت که این گروه حدود ۱۱۰۰ عضو داشته و در سال ۲۰۰۵ بر اساس گزارش روزنامهها مشخص شد که این گروه فعالیتهای خود را در سانفرانسیسکو و نیویورک آغاز کردهاست.
💡 پلیس در یک عملیات کاراگاهی پیچیده و شبانه، موفق شد رد پای مجرمان را در میان کوچههای باریک شهر پیدا کرده و آنها را بازداشت کند.
💡 پروندههای مربوط به جرایم سازمانیافته معمولاً نیاز به تحقیقات کاراگاهی بسیار دقیق و استفاده از تکنولوژیهای نوین برای کشف حقیقت و یافتن مدارک دارند.
💡 تیمهای کاراگاهی با بررسی دقیق صحنه جرم و جمعآوری اثر انگشت، توانستند سرنخهای مهمی را برای حل معمای این پرونده جنایی پیدا کنند.