لغت نامه دهخدا
پاک مرد.[ م َ ] ( ص مرکب ) صالح. مقابل ناپاکمرد:
تو تا برنشستی بزین نبرد
نبودی مگر یکدل وپاک مرد.فردوسی.
پاک مرد.[ م َ ] ( ص مرکب ) صالح. مقابل ناپاکمرد:
تو تا برنشستی بزین نبرد
نبودی مگر یکدل وپاک مرد.فردوسی.
( اسم ) مرد پاک صالح مقابل ناپاکمرد.
صالح مقابل ناپاکمرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که و مه پاک مرد و زن یکی ماه به نخچیر و به رامش گاه و بیگاه
💡 بدو گفت کای پاک مرد جوان چرایی پر از درد و تیرهروان