لغت نامه دهخدا
( نفساً ) نفساً. [ ن َ سَن ْ ] ( ع ق ) بنفسه. بعینه. بشخصه. ( یادداشت مؤلف ).
( نفساً ) نفساً. [ ن َ سَن ْ ] ( ع ق ) بنفسه. بعینه. بشخصه. ( یادداشت مؤلف ).
بنفسه ٠ بعینه ٠ بشخصه ٠
[ویکی الکتاب] معنی نَفْساً: شخصی - کسی (کلمه نفس در اصل به معنای همان چیزی است که به آن اضافه میشود مثلاً "نفس الانسان" یعنی خود انسان و"نفس الحجر" یعنی خود سنگ است)
ریشه کلمه:
نفس (۲۹۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو مسیحا نفسا زین خرکان روی بتاب هم طویله نسزد عیسی مریم با خر
💡 رنج و بلایی زین بتر کز تو بود جان بیخبر ای شاه و سلطان بشر لا تبل نفسا بالعمی
💡 اعز الناس نفسا من تراه بعز النفس عن ذل السؤال
💡 و من قتل نفسا بغیر نفس. قال فتنطبق علیهم النّار بمقدار خمس مائة سنة».