نائر

مترادف‌ها

درخشان، روشن، تابناک

لغت نامه دهخدا

نائر. [ ءِ ] ( ع ص ) روشن. درخشان. ( غیاث ) ( آنندراج ). || شرانگیز میان مردم. ( المنجد ). || در اصطلاح عروض،یکی از اقسام حروف قافیه است. رجوع به نائره شود.

فرهنگ فارسی

روشن. درخشان.

جمله سازی با نائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وفور هیبت و قهرش به شعله نائر مثال داده که این مقطع شیاطین است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران