( مجمعة ) مجمعة. [ م َ م َ ع َ / م ُ م ِ ع َ ] ( ع ص ) فلاة مجمعة؛ بیابان که در وی مردم گرد آیند و پریشان نشوند از خوف گم شدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مجمعة. [ م ُ م َ ع َ ] ( ع ص ) خطبه بی خلل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خطبه ای که در وی خلل نباشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مجمعة. [ م َ م َ ع َ ] ( ع اِ ) زمین بی آب و گیاه. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بیابان بی آب و گیاه. ( ناظم الاطباء ). || ریگ توده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || محل ملاقات. ( ناظم الاطباء ). مجلس اجتماع. ( اقرب الموارد ).
مجمعة. [ م َ م َ ع َ ] ( اِخ ) موضعی است به بلاد هذیل و منه یوم المجمعة. ( منتهی الارب ). جایگاهی است در وادی نخله. ( از معجم البلدان ).
مجمعه. [ م َ م َ ع َ / ع ِ ] ( از ع، اِ ) طبق پهن و گرد مسین که در آن ظروف غذاخوری گذارند. ( ناظم الاطباء ). طبق مسین بزرگ که ظروف غذا در آن نهند و حمل کنند.سینی بزرگ. مجموعه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(مَ مِ عَ یا عِ ) [ ع. مجمعة ] (اِ. ) سینی بزرگ مسی.
سینی بزرگی که ظرف های غذا را در آن می گذارند.
زمینی که مردم در آن جمع شوند، بیابان بی آب وعلف، درفارسی سینی بزرگی راگویندکه ظرفهای غذارادر آن می گذارند، مجموعه هم گویند
( اسم ) ۱ - زمینی که محل اجتماع مردمان باشد. ۲ - بیابان بی آب و علف. ۳ - سینی بزرگی که در آن ظروف غذا را جا دهند و حمل کنند مجموعه.
موضعی در بلاد هذیل
مجمعة
سینی بزرگ مسی.
💡 مراسم ششم امام حسین (ع) از ساعت ۲ بعد از ظهر شروع شده و تا نماز مغرب و عشا ادامه دارد. تمام کشاورزان محصولاتی نظیر گردو، بادام، سنجد، کشمش و جوزقند را به مسجد آورده و در سینیهای بزرگی که به آنها مجمعه گفته میشود میگذارند. زنان و مردان به صف دور سفرهای به طول ۴۰ تا ۵۰ متر نشسته و آجیلها را با دعا متبرک میکنند. سپس آجیلها را بستهبندی کرده و بین شهروندان و مهمانان پخش میکنند.
💡 انتری که لوطیاش مرده بود عنوان کتابی از صادق چوبک است که شامل سه داستان و یک نمایشنامه به نامهای: «چرا دریا توفانی شده بود»، «قفس» و «انتری که لوطیاش مرده بود» به همراه نمایش «توپ لاستیکی» است. نشر جاویدان این مجموعه را در سال ۱۳۲۸ به چاپ رساند و تا سال ۵۷ به چاپ هفتم رسید. پس از انقلاب در سال ۸۳ مجموعه داستانهای چوبک به نام انتری که لوطی اش مرده بود با حذف داستان چرا دریا طوفانی شد و نمایش توپ لاستیکی توسط نشر نگاه به چاپ رسید. این مجموعه انتخاب کاوه گوهرین شامل سال شمار زندگی و ۱۷ داستان کوتاه و مجمعه عکسی از اوست.