ریشهی اصلی واژهی «قَدَرَ» در زبان عربی بر مفهوم «ضیق» و «تنگی» دلالت دارد. این معنای اولیه، بنیان معانی مشتق شدهی بعدی را شکل میدهد. بر این اساس، فعل یُقَدِّرُ به معنای اندازهگیری کردن یا تعیین اندازه کردن است؛ چرا که فرآیند تقدیر در واقع به معنای محدود کردن و تنگ کردن دامنهی یک کمیت یا موضوع است. به طور مشابه، فعل یَقْدِرُ نیز بر مفهوم تنگ گرفتن و محدود ساختن اشاره دارد، و همانطور که توضیح داده شد، هرگونه تعیین حدود و تقدیر یک امر، به نوعی محدود کردن مرزهای آن محسوب میشود.
از همین مفهوم تنگی و محدودیت، معنای ناتوانی نیز استخراج میشود. به همین دلیل، عبارت لَا یَقْدِرُ به ناتوانی یا دسترسی نداشتن به چیزی تعبیر میشود، یعنی قدرت و توانایی او برای احاطه یا انجام امری محدود و مسدود است. در ادامهی این مفهوم، جمله لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ به معنای عدم توانایی کامل و نهایی برای دست یافتن به امری است؛ یعنی هرگز قادر به رسیدن یا تسلط یافتن بر آن نخواهد بود.
علاوه بر معانی یادشده، کلمه «قَدْر» در ساحتهای دیگری از جمله به معنای «منزلت» و «جایگاه رفیع» نیز به کار رفته است. این معنا در نامگذاری شب نزول قرآن، یعنی «شب قدر»، نمود یافته است. این نامگذاری میتواند به دلیل اهمیت و مقام والایی باشد که برای آن شب قائل شدهاند، یا توجه ویژهای که به عبادت و مقام متعبدان در آن شب وجود داشته است. لازم به ذکر است که برخی دیگر از مفسرین، علت نامگذاری را همان معنای اصلی یعنی «ضیق» و «تنگی» دانستهاند، که احتمالاً اشاره به تنگی جای فرشتگان یا محدودیت اعمال نیک و بد در آن شب دارد.