هم جامه

لغت نامه دهخدا

هم جامه. [ هََ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) هم زیست. دوتن که وسایل زندگی و جامه مشترک دارند. || هم خواب. دو تن که در یک بستر خوابند:
نه بیگانه گر هست فرزند و زن
چو هم جامه گردد شود جامه کن.نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که با دیگری در یک بستر بخوابد، هم بستر، هم رختخواب: نه بیگانه گر هست فرزند و زن / چو هم جامه گردد شود جامه کن (نظامی۵: ۸۲۳ ).

فرهنگ فارسی

هم زیست دو تن که وسایل زندگی و جامه مشترک دارند

جمله سازی با هم جامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سادگی مفت نشاط انگار کاینجا حسن هم جامه نیلی می‌کند از دست خط و خال‌ها

💡 دریاب، که ماتم‌زدهٔ روز فراقت هم چهره خراشیده و هم جامه دریده

💡 هم خانه از آن اوست و هم جامه و نان هم جسم از آن اوست همه دیده و جان

💡 همه هم جامه و همرنگ و هم سر چنان کش گفته بود آن شاهِ سرور

💡 از آن پشم هر کس همی تافتند وز او فرش و هم جامه ها بافتند

💡 از بس قدح کشیدم در کوی می فروشان هم جامه را دریدم، هم شیشه را شکستم

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز