یاء
لغت نامه دهخدا
یاء. ( اِ ) نام حرف آخر الفبای فارسی و عربی.
- از الف تا یاء؛ از اول تا آخر. رجوع به ی » و «یا» شود.
یاء. ( ع اِ ) آنچه بماند از شیر در پستان گوسفند. ( مهذب الاسماء ). شیر باقی مانده در پستان زن. ( ناظم الاطباء ). باقی شیر در پستان. ج، یاآت. و نسبت بدان یائی و یاوی و یوی باشد. ( تاج العروس ).
یاء. ( اِ ) گوشه کمان. ( تتمه برهان ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با یاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یعقوب و حمزه یخافا بضم یاء خوانند، و درین قراءت خوف بمعنی ترس باشد لا بد.
💡 آبادی بردخون سه یا چهار سده پیش در کناره خَنی (به فتح اول با یاء مدی: سفرههای زیرزمینی درهمانند طبیعی) در دو کیلومتری شمال شرقی محل کنونی - یعنی روستای احشام کهنه - شکل گرفتهاست.
💡 و ابن کثیر و نافع هر دو موافقاند در حذف یاء ضمیر از تبشرون، حذفاها و اکتفیا بالکسرة، باقی قرّاء «تبشرون» خوانند بفتح نون بی تشدید و وجهش آنست که بر یک نون اقتصار کردهاند و آن نون علامت رفع است در فعل جماعت و آن مفتوح باشد لا محاله، و ضمیر مفعول درین قراءت محذوفست، و حذف ضمیر المفعول به کثیر فی الکلام و در تشدید شین درین کلمه خلاف نیست.